در دور سوم مذاکرات در ژنو چه گذشت؟

برخلاف آنچه در آستانه دور سوم مذاکرات ژنو انتظار میرفت، گفتوگوهای میان هیئتهای ایران و آمریکا نتوانست از حجم تعلیق و ابهام حاکم بر فضا بکاهد؛ چون نه نشانهای روشن از گشایش قطعی پدیدار شد و نه سایه تقابل بهطور محسوسی عقب نشست، بلکه وضعیت همچنان میان دوگانه «جنگ یا توافق» در نوسان باقی مانده است.
به گزارش روز نو بنابراین این پرسش اصلی که چه خواهد شد و اینکه مسیر پیشرو به کدام سو خواهد انجامید، همچنان بیپاسخ مانده و افق تحولات، مهآلود و چندلایه به نظر میرسد. در این میان، مقامات عمانی و ایرانی بار دیگر با ادبیاتی محتاطانه، اما خوشبینانه از تداوم گفتوگوها و امکان پیشرفت سخن گفتهاند؛ مواضعی که بیش از آنکه حاوی جزئیات عینی باشد، بر کلیگوییهای دیپلماتیک و تأکید بر «ادامه مسیر» استوار است. در مقابل، سکوت معنادار مقامات آمریکایی و پرهیز آنان از ارائه ارزیابی صریح، بر پیچیدگی معادله افزوده است. این سکوت میتواند نشانهای از تردید، بازنگری راهبردی یا حتی اختلافنظرهای داخلی باشد. برآیند این وضعیت، تقویت فضای انتظار و افزایش عدم قطعیت است؛ فضایی که در آن هر تحول کوچک میتواند موازنه شکننده کنونی را بهسوی توافقی دشوار یا تنشی گسترده سوق دهد. حتی خبرها درباره برگزاری نشست مقامات ایران و آژانس در دوشنبه هفته جاری و دور دیگری از گفتوگوهای تهران – واشنگتن، این بار به میزبانی وین هم نمیتواند چیزی از تعلیق فعلی و عدم قطعیتها بکاهد.
در ژنو چه گذشت؟
دور سوم مذاکرات هستهای غیرمستقیم ایران و آمریکا با میانجیگری عمان، روز پنجشنبه هفتم اسفندماه ۱۴۰۴ در ژنو و در محل سفارت عمان برگزار شد و پس از ساعتها گفتوگوهای فشرده، عصر همان روز به پایان رسید. این مذاکرات در حالی انجام شد که فضای سیاسی و رسانهای درباره آن آکنده از گمانهزنی درباره امکان دستیابی به توافق یا حرکت به سمت تشدید تنش بود. ریاست هیئت ایرانی را سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه برعهده داشت و در سوی مقابل، استیو ویتکاف، نماینده ویژه دونالد ترامپ، هدایت تیم آمریکایی را عهدهدار بود. بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان نیز نقش میانجی را ایفا کرد. وزارت خارجه ایران اعلام کرده بود رافائل گروسی، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، برای کمک به پیشبرد گفتوگوهای فنی به ژنو پیوست.
صبح پنجشنبه، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران، اعلام کرد گفتوگوها از ساعات ابتدایی روز میان طرف عمانی و آمریکایی آغاز شده بود و هیئت ایرانی با آمادگی کامل و با همراهی کارشناسان هستهای، اقتصادی و حقوقی وارد مذاکرات شد. او همچنین به اظهارات متناقض برخی مقامهای آمریکایی اشاره کرد و آن را نشانهای از احتمال اختلافنظر در واشنگتن دانست. مرحله نخست مذاکرات حدود سه ساعت به طول انجامید. به گفته منابع ایرانی، در این دور پیشنهادهای «مهم و عملیاتی» هم در حوزه هستهای و هم در زمینه رفع تحریمها مطرح شد و دو طرف برای مشورت با پایتختهای خود، وقفهای کوتاه در گفتوگوها ایجاد کردند. وزیر خارجه عمان در شبکه اجتماعی «ایکس» اعلام کرد تبادل ایدههای خلاقانه و مثبت در فضایی سازنده جریان داشت و مذاکرهکنندگان با گشودگی نسبت به راهحلهای جدید برخورد کردند. در جریان مذاکرات، روایتهای رسانهای متعددی منتشر شد.
شبکه سیانان به نقل از منبعی آگاه گزارش داد طرف آمریکایی بر «محدودسازی» غنیسازی اورانیوم و تداوم راستیآزمایی بلندمدت برنامه هستهای ایران تأکید کرده بود. در مقابل، شبکه الجزیره به نقل از یک مقام ارشد ایرانی اعلام کرد پیشنهاد تهران بر رفع تحریمها و ارائه مسیرهای فنی برای اطمینانبخشی نسبت به ماهیت صلحآمیز برنامه هستهای متمرکز بود و شامل موضوع موشکی یا انتقال ذخایر اورانیوم به خارج نمیشد. این مقام تأکید کرده بود اصل «صفرسازی دائمی غنیسازی» و برچیدن تأسیسات هستهای مردود است، هرچند تعلیق موقت و محدود مورد بحث قرار گرفته بود. المیادین هم نوشته بود مذاکرات غیرمستقیم میان واشنگتن و تهران وارد مرحله پیشرفتهای خواهد شد و جزئیاتی که مدیر آژانس بینالمللی انرژی اتمی مطرح میکند ممکن است در پیشنویس توافق میان دو طرف لحاظ شده باشد. خبرگزاری نیویورکتایمز مدعی شد ایران احتمالا پیشنهاد تعلیق سه تا پنجساله برخی فعالیتهای هستهای و کاهش سطح غنیسازی به حدود ۱.۵ درصد برای مصارف پزشکی را مطرح کرده و آماده است بخشی از ذخایر اورانیوم با غنای بالا را بهصورت مرحلهای رقیق کند؛ ادعایی که از سوی مقامهای رسمی ایران تأیید نشد. همزمان، اکسیوس گزارش داد مذاکرات بهصورت ترکیبی از گفتوگوهای غیرمستقیم و تماسهای مستقیم برگزار شد و حتی مدعی ناامیدی ویتکاف و جرد کوشنر از برخی مواضع صبح هیئت ایرانی شد.
در مرحله دوم که از ساعت ۵:۳۰ عصر پنجشنبه به وقت محلی در ژنو آغاز شد، گفتوگوها با حضور میانجی عمانی و مدیرکل آژانس ادامه یافت. خبرنگار صداوسیما گزارش داد دو طرف نسبت به دیدگاههای یکدیگر «چراغ سبز» نشان دادهاند، هرچند سخنان ضدونقیضی از سوی مقامهای آمریکایی شنیده میشد. او تأکید کرد انتقال مواد غنیشده ایران به خارج از کشور رد شده و حق بهرهبرداری صلحآمیز هستهای و ظرفیت تولید سوخت حفظ خواهد شد. برخی رسانههای عربی از احتمال تمدید مذاکرات تا روز بعد خبر دادند و حتی از طرح ایده «توافق عدم تعرض» سخن گفتند. با این حال، در پایان روز پنجشنبه، هیئت آمریکایی محل مذاکرات را ترک کرد و منابع رسمی ایرانی پایان دور سوم گفتوگوها را اعلام کردند. خبرگزاری تسنیم نیز گزارش داد دیدار کوتاهی میان عراقچی و ویتکاف در چارچوب نزاکت دیپلماتیک و در حد دستدادن صورت گرفته بود.
از برداشت مثبت تهران و مسقط تا سکوت واشنگتن
در پایان دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا، عباس عراقچی از «پیشرفت خوب» در گفتوگوها خبر داد و اعلام کرد دو طرف در برخی حوزهها به تفاهمهای نزدیک دست یافتهاند. وزیر خارجه کشورمان، این دور را یکی از بهترین ادوار مذاکراتی توصیف کرد و افزود: «تیمهای فنی از روز دوشنبه این هفته مذاکرات تخصصی را آغاز خواهند کرد». به گفته مسئول تیم مذاکراتی ایران: «موضوع شورای امنیت و تحریمهای یکجانبه از مطالبات اصلی تهران بود و قرار شد در دور بعدی بهصورت جزئیتر بررسی شود». عراقچی، همچنین اعلام کرد: «دور چهارم مذاکرات حدود یک هفته دیگر و پس از انجام مشورتها در پایتختها برگزار خواهد شد».
بدر البوسعیدی، وزیر خارجه عمان نیز با اعلام پایان دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا که در دو مرحله و با میانجیگری او و رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی برگزار شده بود، از دستیابی به «پیشرفت قابل توجه» در گفتوگوها خبر داد و تأکید کرد: «این دور از مذاکرات پس از تبادل دیدگاهها و ثبت برخی پیشرفتها به پایان رسید و قرار است پس از انجام مشورتهای لازم در پایتختهای دو کشور، بهزودی از سر گرفته شود». وزیر خارجه عمان همچنین اعلام کرد: «گفتوگوهای فنی میان طرفین این هفته در وین برگزار خواهد شد؛ نشستی که میتواند زمینهساز ورود به جزئیات تخصصیتر در پرونده هستهای باشد». البوسعیدی در پایان از تمامی طرفهای درگیر در این روند، از جمله مذاکرهکنندگان، آژانس بینالمللی انرژی اتمی و دولت سوئیس به عنوان میزبان این گفتوگوها، قدردانی کرد. در کنار ارزیابیهای مثبت وزرای خارجه ایران و عمان از روند مذاکرات ژنو، سکوت معنادار هیئت مذاکرهکننده آمریکایی و بهطور کلی دولت ترامپ بار دیگر جلب توجه کرد؛ سکوتی که در دو دور پیشین (مذاکرات مسقط و ژنو) نیز تکرار شده بود. این امتناع از موضعگیری علنی، نهتنها به شفافیت روند کمک نکرده، بلکه بر دامنه ابهامها افزوده و پرسشهای تازهای را درباره نیت و راهبرد نهایی واشنگتن در قبال تهران برانگیخته که واقعا کاخ سفید چه خوابی برای ایران دیده است؟ در چنین فضایی، فقدان روایت رسمی از سوی آمریکا، تحلیل مسیر پیشرو را دشوارتر کرده و تردیدها درباره مقصد نهایی این گفتوگوها را تقویت میکند.
یک سفر معنادار
شبکهاماسانبیسی گزارش داد جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، با برنامهریزی نشستی تازه وارد روند مذاکرات مرتبط با ایران شده است. بر اساس این گزارش، ونس دیروز جمعه در واشنگتن با بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، دیدار کرد؛ هرچند تا لحظه تنظیم گزارش، خبری دال بر محتوای این دیدار مخابره نشده، اما این دیدار در حالی برنامهریزی شد که پیشتر استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا و جرد کوشنر، داماد و مشاور ارشد دونالد ترامپ، روز پنجشنبه در ژنو با البوسعیدی گفتوگو کرده بودند. به نوشتهاماسانبیسی، هدف از رایزنیهای جدید در واشنگتن، تلاش برای جلوگیری از تشدید تنش و احتمال درگیری نظامی با ایران عنوان شده است؛ موضوعی که پیش از این بهصورت رسمی اعلام نشده بود. این تحرک دیپلماتیک در شرایطی صورت گرفت که ترامپ همچنان تهدید کرده بود در صورت شکست مذاکرات، گزینه نظامی را کنار نخواهد گذاشت. رئیسجمهور آمریکا برای اقدام نظامی احتمالی علیه ایران درخواستی برای مجوز از کنگره ارائه نکرده بود؛ مسئلهای که با انتقاد دموکراتها مواجه شد. گفتنی است ونس روز پنجشنبه در گفتوگویی با واشنگتنپست تأکید کرد ایالات متحده قصد ورود به یک جنگ طولانیمدت در خاورمیانه را ندارد و احتمال چنین سناریویی را رد کرد. معاون اول ترامپ گفته بود هیچ شانسی برای گرفتارشدن آمریکا در جنگی بیپایان وجود ندارد. با این حال، برخی مقامات پنتاگون و اعضای کنگره هشدار داده بودند حتی حملات محدود نیز میتواند به درگیری گسترده و طولانی منجر شود و آمادگی نظامی آمریکا را تحت فشار قرار دهد. ترامپ نیز در سخنرانی خود در کنگره اعلام کرده بود ترجیح میدهد بحران با ایران از طریق دیپلماسی حل شود، اما هرگز اجازه نخواهد داد تهران به سلاح هستهای دست یابد. تا پیش از این، برداشت غالب در محافل سیاسی واشنگتن آن بود که جیدی ونس را میتوان در شمار چهرههایی قرار دارد که نسبت به اقدام نظامی علیه ایران با احتیاط و تردید مینگرند و بر پرهیز از ورود به یک جنگ پرهزینه در خاورمیانه تأکید دارند. با این حال، ورود فعال او به روند رایزنیهای مرتبط با ایران و شکستن سکوت نسبیاش، میتواند حامل پیامهای تازهای باشد. این تحول لزوما به معنای تغییر بنیادین موضع او نیست، اما نشان میدهد حلقه تصمیمسازی در دولت دونالد ترامپ در حال بازآرایی است و مخالفان گزینه نظامی دیگر در حاشیه امن پیشین قرار ندارند. اگر ونس، که پیشتر بر ریسکهای جنگ تأکید میکرد، اکنون در متن طراحی سناریوهای جدید قرار گرفته باشد، میتوان چنین برداشت کرد که وزن جریان متمایل به فشار حداکثری در حال افزایش است؛ هرچند هنوز نشانهای قطعی از اجماع بر سر جنگ دیده نمیشود. پیرو نکته فوق نیز دنیس سیترونوویچ، عضو اندیشکده آمریکایی شورای آتلانتیک، در تحلیلی درباره سفر وزیر خارجه عمان به واشنگتن نوشت: «این سفر احتمالا بازتاب ارزیابی مسقط از نزدیکشدن دونالد ترامپ به نقطه تصمیمگیری درباره ایران است».
به باور او: «عمان تلاش دارد در این مقطع حساس به تصمیمگیران ارشد آمریکایی دسترسی مستقیم داشته باشد و این پیام را منتقل کند که همچنان امکان دستیابی به توافق وجود دارد». البته این عضو اندیشکده شورای آتلانتیک بعید ندانست که «چهرههایی نزدیک به دولت، از جمله استیو ویتکاف، چنین رایزنیهایی را برای تقویت نقش میانجیگرانه عمان تشویق کرده باشند». سیترونوویچ دیدار برنامهریزیشده با جیدی ونس را دارای اهمیت ویژه دانست و به گفته او، ونس بهتدریج به پلی میان دولت و پایگاه سیاسی جریان «ماگا» (MAGA) تبدیل شده و نفوذ او صرفا نهادی نیست، بلکه سیاسی و گفتمانی است. از این رو، گفتوگوی مستقیم عمان با ونس میتواند تلاشی برای اطمینان از آن باشد که هر توافق احتمالی با ایران در چارچوب «پیروزی راهبردی» و همسو با شعار «اول آمریکا» تعریف شود، نه به عنوان عقبنشینی. از این منظر، پرونده ایران فقط یک مسئله هستهای نیست، بلکه به مدیریت روایت سیاسی در داخل آمریکا نیز گره خورده است. در پاسخ به این پرسش که آیا هنوز امکان توافق وجود دارد، این تحلیلگر تأکید کرد: «چنین امکانی همچنان برقرار است، اما به دو شرط اساسی وابسته است: نخست آنکه مذاکرات صرفا بر پرونده هستهای متمرکز بماند و به موضوعات منطقهای یا موشکی تسری نیابد و دوم آنکه هر دو طرف انعطافپذیری بیشتری نسبت به دورههای پیشین، از جمله مذاکرات ژنو، نشان دهند». به گفته او: «نشانههایی از همگرایی تدریجی دیده میشود، اما شکافهای مهم همچنان پابرجاست».
ترامپ و گزینه جنگ!
شبکه سیانان هم در گزارشی چنین تحلیل کرد که «دونالد ترامپ در حال تلاش برای نگهداشتن گزینههای خود در قبال ایران است، اما در عمل با محدودترشدن این گزینهها مواجه میشود. چون پس از سومین دور مذاکرات در ژنو که با توافق برای برگزاری جلسه فنی دیگر طی روزهای پیشرو در وین پایان یافت، کاخ سفید باید ارزیابی کند که دیپلماسی مجدد امکان دستیابی به توافق را فراهم میکند یا نیاز به اقدام نظامی محدود یا گسترده وجود دارد». این شبکه ادامه داد: «از لحاظ نظامی، ایالات متحده بزرگترین تجمع نیروی هوایی و دریایی خود در منطقه از زمان حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ را ترتیب داده است. هواپیماهای سوخترسان و جنگندههای A-۱۰ در پایگاههای اسرائیل و جزیره کرت مستقر شدهاند تا پیام صریحی به تهران ارسال شود؛ اینکه صبر آمریکا محدود است و قدرت نظامی پشت دیپلماسی قرار دارد. با این حال، این اقدام به معنای آمادگی برای جنگ طولانی یا تغییر حکومت نیست، زیرا هیچ نیروی زمینی قابل توجهی مستقر نشده و منابع برای یک کمپین وسیع کافی نیست».
به اذعان سیانان، «اولویت آمریکا همچنان دیپلماسی است؛ چون بمباران تأسیسات هستهای ایران نتوانسته برنامه هستهای این کشور را بهطور کامل نابود کند؛ لذا ترامپ همچنان معتقد است ایران قصد دارد به سلاح هستهای دست یابد، اما به جای اقدام نظامی فوری، راهحل دیپلماتیک قابل اعتماد را ترجیح میدهد، شامل توافقی که امکان بازرسی دقیق و نظارت بینالمللی را فراهم کند». با این حال، این شبکه باور دارد که «ابهام در موضع واشنگتن همچنان پابرجاست و هنوز مشخص نیست آیا هدف صرفا جلوگیری از تولید سلاح هستهای است یا محدودسازی غنیسازی ایران نیز مدنظر است؟ همچنین موضوع موشکها و نیروهای نیابتی ایران ممکن است به مذاکرات افزوده شود. این ابهام هم ابزار فشار است و هم پیچیدگی تصمیمگیری را نشان میدهد. گزینه نظامی ترامپ محدود و هدفمند است، اما حتی این سناریو با خطرات استراتژیک همراه است. حملات نمادین و محدود میتواند توسط ایران تحمل شود و پاسخهای محدود یا متقابل بدهد؛ بنابراین تأثیر بازدارندگی آمریکا محدود خواهد بود. در مجموع، گزینههای ترامپ فشرده، پرریسک و تحت فشار زمان هستند؛ او باید بین فشار نظامی محدود، حفظ دیپلماسی و مدیریت پیام سیاسی داخلی انتخاب کند. فضای تصمیمگیری در حال حاضر نشان میدهد که ترکیبی از دیپلماسی با پشتوانه قدرت نظامی محتملترین مسیر است، اما هرگونه اقدام غیرمسئولانه یا محدودیت ناکافی میتواند منجر به پیامدهایی پیچیده و غیرقابل پیشبینی در منطقه شود».
چرا ترامپ باید از جنگ با ایران نگران باشد؟
دونالد ترامپ اخیرا گزارشهای خبری درباره هشدار مقامات ارشد نظامی نسبت به خطرات حمله احتمالی به ایران را تکذیب کرد، اما واقعیت این است که ارتش آمریکا نگرانیهای خود را از طریق رسانهها مطرح کرده است. براساس گزارشهای جلسات محرمانه، ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، به ترامپ و مقامات کاخ سفید هشدار داده بود که تجمیع نیروها در منطقه تنها برای اجرای عملیات محدود یا متوسط کافی است و عملیات گسترده یا طولانیمدت با محدودیت منابع و خطرات قابل توجه مواجه خواهد بود. اندیشکده «شورای روابط خارجی» هم در همین زمینه نوشت: «ترامپ پس از عملیات ضربتی پیشین خود، ازجمله ترور سپهبد قاسم سلیمانی، بمباران تأسیسات هستهای ایران و ربایش نیکلاس مادورو، احساس میکند ارتش آمریکا شکستناپذیر است؛ اما همه این اقدامات ضربتی و تکمرحلهای بودند، در حالی که تهدید ایران نیازمند عملیاتی پیچیده و پرریسک است». توان موشکی ایران، با وجود تضعیف نسبی در «جنگ ۱۲روزه» ژوئن ۲۰۲۵، همچنان تهدیدی جدی است؛ موشکهای کوتاهبرد و ضدکشتی قادر به هدف قراردادن پایگاههای آمریکا و زیرساختهای نفتی متحدانش هستند. همچنین امکان بستن تنگه هرمز، شاهراه حیاتی تجارت جهانی، میتواند قیمت نفت را بهشدت افزایش دهد. در صورت درگیری طولانیمدت، مهمات هدایتشونده و منابع محدود آمریکا بهسرعت مصرف خواهند شد و تجربه حملات علیه حوثیها در یمن نشان میدهد که هزینهها و خسارات غیرقابل پیشبینی خواهند بود. شبیهسازیهای مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی نشان میدهد آمریکا در جنگهای فرسایشی با کمبود مهمات حیاتی مواجه خواهد شد و انتقال تسلیحات از سایر مناطق جهان، آسیبپذیری متحدانش را افزایش میدهد.
فرستادن ناو هواپیمابر «جرالد فورد» از کارائیب به خاورمیانه نشان میدهد که واشنگتن قصد ارسال سیگنال قوی به تهران دارد، اما محدودیت منابع، کمبود نیروی زمینی و پیچیدگی عملیات، امکان اجرای جنگ گسترده و طولانیمدت را کاهش میدهد. به باور اندیشکدهها، کاخ سفید باید هشدارهای ارتش را جدی بگیرد و به جای اقدام نظامی، دیپلماسی را بهعنوان مسیر اصلی پیشرو در نظر داشته باشد؛ زیرا هرگونه حمله محدود میتواند با پاسخ متقابل ایران و پیامدهای اقتصادی و استراتژیک شدید همراه شود.
توافق مشابه برجام میتواند بهترین راهکار برای اجتناب از جنگ باشد
جان مرشایمر، نظریهپرداز برجسته آمریکایی و استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، در تحلیلی جامع درباره تنشهای میان ایران و آمریکا تأکید کرد که پیشبینی تصمیمات رئیسجمهوری آمریکا، دونالد ترامپ، تقریبا غیرممکن است، اما سخنرانی سالانه او در کنگره نشانههایی از تلاش برای یافتن «راه خروج» از بحران خودساخته در قبال ایران را نشان داد. به زعم مرشایمر، «ایران با اعلام روشن و صریح عدم قصدش برای تولید سلاح هستهای، آنچه را ترامپ «کلمات مقدس» میخواند، بارها آشکار کرده و این میتواند مبنای توافقی مشابه برجام باشد». او به چند نکته کلیدی اشاره کرد. نخست، تقریبا همه کشورهای جهان بهجز اسرائیل مخالف حمله آمریکا هستند؛ عربستان و دیگر کشورهای خلیج فارس مواضع خود را برای جلوگیری از درگیری به تهران منتقل میکنند و چین و روسیه نیز مخالف اقدام نظامیاند. دوم، مشاوران نظامی ترامپ و دَن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، بارها هشدار دادهاند که راهبرد عملی و قابل اتکا برای پیروزی در جنگ با ایران وجود ندارد. سوم، شرایط داخلی آمریکا پیچیده است؛ انتخابات میاندورهای و کاهش محبوبیت ترامپ، ریسک سیاسی هر اقدام نظامی را افزایش میدهد.
مرشایمر متذکر میشود که «ایران کشور منطقی و باهوشی است و برخلاف روایتهای اسرائیل و لابیهای مرتبط، آغازگر جنگ نبوده است». وی افزود: «اسرائیل با نگرانی از پیشرفت توان موشکی ایران و حمایت چین و روسیه، به دنبال ایجاد درگیری محدود یا طولانی با هدف تضعیف ایران است، حتی اگر این به معنای ورود آمریکا به یک جنگ فرسایشی باشد». در بعد ژئوپلیتیکی، مرشایمر باور دارد که درگیری طولانی با ایران آمریکا را از تمرکز بر مهار چین و مدیریت بحران اوکراین بازمیدارد و همکاری با روسیه و چین در مقابله با تهدیدات بزرگتر را پیچیدهتر میکند. وی افزود که جنگ با ایران به تضعیف توانایی آمریکا برای تمرکز بر شرق آسیا و سیاستهای منطقهای خواهد انجامید و از نظر او، ایران تهدیدی مستقیم برای آمریکا محسوب نمیشود. در نهایت، مرشایمر اعتقاد دارد که اگر دو طرف هوشمندانه عمل کنند و ایران نیز خواهان اجتناب از جنگ است، امکان دستیابی به توافقی مشابه برجام وجود دارد؛ توافقی که برای هر دو طرف، منافع نسبی و تضمینهای سیاسی فراهم کند و از ورود آمریکا به یک بحران پرهزینه جلوگیری کند.
سیدجلال ساداتیان: ترامپ در این مقطع به دنبال جنگ با ایران نیست
در تحلیل شرایط تعلیقی پس از دور سوم مذاکرات ژنو، سیدجلال ساداتیان در گفتوگو با روزنامه «شرق» نگاهی خوشبینانه دارد و با تأکید بر اهمیت دور سوم مذاکرات هستهای ایران و آمریکا، مواضع مقامات ایرانی و عمانی را مثبت ارزیابی کرد، اما همزمان به سکوت محسوس هیئت آمریکایی و دولت ترامپ اشاره کرد و یادآور شد «فضای موجود همچنان با ابهام و عدم شفافیت همراه است». این مدرس دانشگاه در ادامه نگاه خوشبینانهاش، ادامه مذاکرات را امری امیدوارکننده خواند و یادآور شد که نتایج این مذاکرات در وهله نخست بستگی به پیگیری گفتوگوهای فنی در وین و روند تبادلنظرهای بعدی میان تهران و واشنگتن در اواخر هفته دارد.
سفیر پیشین ایران در انگلستان، با اشاره به گمانهزنیها درباره احتمال جنگ، این موضوع را عمدتا محصول فضاسازی رسانهای و روانی دانست و توضیح داد که بخش عمده این موجسازی از سوی رسانههای تندروی اسرائیلی نشئت میگیرد که همواره تلاش دارند مذاکرات را به شکست بکشانند و زمینهساز برخورد نظامی علیه ایران شوند. به گفته این مفسر حوزه سیاست خارجی، چنین فضاسازیهایی نباید نگرانی واقعی ایجاد کند و تمرکز طرفهای مذاکرهکننده باید بر پیشبرد روند فنی و دیپلماتیک باشد.
این استاد دانشگاه همزمان تصریح کرد که نباید گزینه نظامی بهطور کامل از روی میز کنار گذاشته شود، اما با توجه به اختلافات داخلی دولت ترامپ پیرامون رویکرد نسبت به ایران و هشدارهایی که از سوی مقامات ارشد نظامی آمریکا ازجمله ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، مطرح شده، فعلا احتمال اقدام نظامی در اولویت قرار ندارد. به باور ساداتیان، چنین هشدارهایی نشاندهنده ضرورت در نظر گرفتن همه ملاحظات امنیتی و راهبردی پیش از هرگونه اقدام نظامی علیه ایران است.
ساداتیان ادامه داد: «در شرایط فعلی، راهبرد محتاطانه و دیپلماتیک باید جایگزین اقدامات شتابزده و نظامی شود و ادامه مذاکرات، با محوریت موضوعات فنی و رفع ابهامات دو طرف، بهترین مسیر برای کاهش تنشها و پیشبرد منافع ملی ایران است». دیپلمات اسبق کشورمان نتیجه گرفت: «با حفظ هوشیاری و توجه به ملاحظات سیاسی و امنیتی، امکان دستیابی به توافق و جلوگیری از تشدید تنشها وجود دارد؛ هرچند مسیر پیشرو همچنان نیازمند دقت و پیگیری مستمر است».
علی بیگدلی: ایران برای مواجهه با تهدیدهای احتمالی نظامی آماده باشد
علی بیگدلی بهعنوان دیگر کارشناس، در گپوگفت با «شرق» با نگاهی متفاوت به تحولات اخیر پیرامون مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو، بر ضرورت آمادهسازی ایران برای مواجهه با تهدیدهای احتمالی نظامی تأکید کرد. مدرس دانشگاه با اشاره به سکوت قابل توجه هیئت آمریکایی و دولت ترامپ در قبال مذاکرات، هشدار داد که «این سکوت نباید به اشتباه به معنای تعهد یا انعطاف واشنگتن تلقی شود». وی در ادامه افزود: «تجربه تاریخی نشان داده که آمریکا و متحدانش در شرایط حساس، ممکن است از گزینه نظامی بهعنوان اهرم فشار استفاده کنند».
این کارشناس با ارزیابی فضاسازی رسانهای و تحولات منطقهای، باور دارد که «هرچند مذاکرات فنی در وین و گفتوگوهای بعدی فرصتهایی برای کاهش تنش فراهم میکند، اما نباید چشمانداز تهدید نظامی را نادیده گرفت». به گفته او، «آمریکا با تجمیع نیروهای خود در منطقه و افزایش توان موشکی و هوایی، پیام روشنی درباره امکان استفاده از زور ارسال کرده است و ایران باید در سطح راهبردی و عملیاتی آمادگی لازم را داشته باشد». او تصریح کرد: «حتی اگر دیپلماسی ادامه یابد، باز هم تضمینی برای اجتناب از برخورد نظامی وجود ندارد».
این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: «تجربه گذشته نشان میدهد مذاکرات طولانی بدون انعطاف واقعی طرف مقابل، میتواند به افزایش فشار و زمینهسازی برای جنگ منجر شود». بیگدلی با اشاره به هشدارهای داخلی مقامات آمریکایی درباره محدودیتها و ریسکهای نظامی، این را هم خاطرنشان کرد که «این هشدارها نشاندهنده پیچیدگی و هزینه بالای هر اقدام نظامی است، اما هرگز به معنای حذف گزینه حمله نیست. در چنین شرایطی، ایران باید آمادگی دفاعی خود را افزایش دهد و سناریوهای احتمالی را بررسی کند».
این کارشناس همچنین تأکید کرد: «ایران نباید صرفا بر پیشرفتهای مذاکراتی تکیه کند و فضای روانی و رسانهای را دستکم بگیرد؛ زیرا آمریکا و متحدان منطقهای آن از فشار رسانهای و دیپلماتیک برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکنند». به باور او، «برخورد محتاطانه و تنها اتکا به دیپلماسی میتواند خطرناک باشد و تنها یک آمادگی همهجانبه میتواند توازن قدرت را حفظ کند و از احتمال هرگونه اقدام یکجانبه کاسته شود». وی در بخش دیگری از گفتوگو با «شرق» تصریح کرد: «نگاه واقعبینانه به تحولات، حفظ آمادگی نظامی و دیپلماتیک همزمان و بهرهگیری از تجربه تاریخی، بهترین مسیر برای مدیریت شرایط حساس کنونی است». بیگدلی در پایان متذکر شد: «ایران نباید از قدرت بازدارندگی و ظرفیتهای دفاعی خود غافل شود، حتی در حالی که مذاکرات ادامه دارد؛ چون گزینه جنگ، ولو به صورت محدود، روی میز ترامپ است».
آژانس: نمیتوانیم تعلیق غنیسازی در ایران را تأیید کنیم
آژانس بینالمللی انرژی اتمی در تازهترین گزارش خود اعلام کرد که ذخیره اورانیوم غنیشده ایران تا تاریخ ۱۳ ژوئن به ۹۸۷۴.۹ کیلوگرم میرسد. این نهاد بینالمللی نگرانی خود را درباره ناتوانی در راستیآزمایی کامل این ذخایر ابراز کرده و تأکید کرده است که اطلاعات کافی درباره موقعیت تأسیسات غنیسازی ایران در اصفهان در اختیار ندارد. آژانس نمیداند آیا این تأسیسات دارای مواد هستهای هستند یا فعالیتی در آنها جریان دارد و تأکید کرده که انجام فوری و بدون تأخیر اقدامات راستیآزمایی در ایران ضروری است. گزارش همچنین اشاره میکند که ایران بخشی از اورانیوم با غنای بالا را در یک مکان زیرزمینی نگهداری میکند؛ موضوعی که بر اهمیت نظارت دقیق و مستمر آژانس بر فعالیتهای هستهای ایران میافزاید.